جن های حمام، خانه سپهبد را خراب کردند – افزایش لایک اینستا

هفته نامه کرگدن – مریم اطیابی: داستان تخریب خانه های تاریخی تهران یک سناریوی تکراری دارد که همه ارگان ها و نهادها یکدیگر را مقصر جلوه می دهند و همچنان هویت فرهنگی شهر در کمال آرامش نیست و نابود می شود

در بهمن ماه سال 95 مجتمع اقتصادی کمیته امداد خمینی (ره) تهران، مالک این مجموعه، با انتشار اطلاعیه ای خانه سپهبد امیراحمدی را با مبلغی در حدود 240 میلیارد ریال به مزایده گذاشت. با رسانه ای شدن این موضوع و حساسیت افکار عمومی، کمیته امداد در 3 اسفند 95 ضمن اعلام علت فروش املاک در اختیار خود تاکید کرد: «مجتمع اقتصادی کمیته امداد امام خمینی (ره) اعلام داشته است که حسب دستور صریح رییس کمیته امداد، هرگونه ساخت و ساز و تصرف در معدود ساختمان های واجد ارزش فرهنگی در اختیار کمیته امداد ممنوع است و با توجه به ارزش تاریخی خانه سپهبد امیراحمدی به عنوان یک اثر فرهنگی و ضرورت صیانت از میراث فرهنگی و آثار تاریخی، این کمیته برنامه ای برای ساخت و ساز و دخل و تصرف در این مجموعه را ندارد و درصدد است تا با انجام تشریفات قانونی نسبت به فروش آن ب علاقه مندان و خریداران علاقه مند دیگر دستگاه های ذیربط نظیر شهرداری تهران جهت خرید آثار تاریخی و فرهنگی شهری [اقدام کند، بنابراین] آمادگی خود را جهت فروش ساختمان مذکور با شرایط مناسب به متقاضیان و تبدیل آن ها به موزه، فرهنگسرا و دیگر کاربری های فرهنگی اعلام داشته است.»

پیش تر این مکان گورستانی بود که بیشتر فوت شدگان وبای تهران در25 محرم سال 1310 قمری و برخی از شهدای مشروطه و راه آزادی در آن به خاک سپرده شده بود. برای همین از سوی اهالی محله چنین تعبیر می شد که تون حمام روی قبر یکی از نظرکردگان خداوند قرار گرفته و صدای محزون «سوختم، سوختم» از آن او است. سرانجام حمام به دلیل کسادی اش با این شایعات همراه با زمین متروکه کناری که بقایای گورستان یادشده بود، در ضلع شمال غربی میدان حسن آباد در سال 1311 تبدیل به اداره «اطفاییه تهران» شد.

دوم آن که طبق مصوبه شورای عالی معماری و شهرسازی بناهایی که در محدوده تاریخی شهرها قرار دارند و پیش از سال 1340 ساخته شده اند، اگر تخریب شوند باید عین به عین ساخته شوند. پس اگر شهرداری و میراث فرهنگی مدعی دفاع از حیثیت فرهنگی هستند، مالک جدید خانه سپهبد امیراحمدی را وادار کنند بنا را عین به عین بسازد.

این بخشی از خاطرات سرتیپ احمد امیراحمدی (1263 – 1344 شمسی)، نخستین سپهبد ایران در دوره رضاشاه است. او در طول حیات خود هشت بار وزیر جنگ، دو مرتبه وزیر کشور، پنج نوبت فرماندار نظامی تهران، دو بار فرمانده کل ژاندارمری و سال ها فرمانده لشکرهای لرستان و آذربایجان بوده است. اکنون خبر می رسد خانه تاریخی هفت هزار متری او در نزدیکی میدان حسن آباد در خفا تخریب شده است.

ساختمانی هم دارای دو ستون در ایوان شمالی و یک سالن اصلی با شومینه ها، گچبری ها و سقف چوبی بود و باقی ساختمان ها با اتاق های فراوانی در دو طبقه معماری پهلوی دوم را به نمایش می گذاشت.

 جن های حمام، خانه سپهبد را خراب کردند

تخریب آثار تاریخی در ایران یک فرمول دارد. یک نفر مخفیانه یا با توافق پشت پرده و… یک اثر تاریخی را تخریب می کند، همه ارگان ها و نهادهای ذیربط هم تایید می کنند که کار اشتباهی بوده و حتی علیه فرد حقیقی یا حقوقی شکایت تنظیم می کنند. نهایتا برای او یک جریمه ای می نویسند که در برابر انتفاع شخص از تخریب بنا رقمی بسیار ناچیز است. فرض کنید مالک در همین ملک هفت هزار مترمربعی یک مجتمع تجاری بسازد، آن وقت می بینید که چه سود کلانی عاید او می شود.

بنیاد مستضعفان این خانه هفت هزار متری با یازده بنای تاریخی را در سال 57 مصادره می کند و سپس بخشی از آن به اداره کمیته امداد و سایر عمارت ها به عنوان محل اسکان کارکنان کمیته امداد واگذار می شود. به مرور زمان این خانه ها و اتاق ها تخلیه می شود، به طوری که بناها بدون استفاده و رو به ویرانی می رود.

کمیته امداد هم پیش تر خیال خود را راحت کرده و بیانیه داده که من برای رفع  نیاز دردمندان جامعه مجبور به فروش هستم و صرفا قصد فروش دارم، نه تخریب؛ اما مشخص نیست با صد ساخت کدام موزه و فرهنگسرا و کاربری فرهنگی ملک را به خریداری فروخته که بناهای تاریخی را خراب کرده است.

امیراحمدی خوب بود یا بد، ربطی به مطالبه فرهنگی- هویتی شهر تهران ندارد. یک بار برای همیشه باید تکلیف تخریب بناها مشخص شود.

اما شاید هم تخریب یازده بنای داخل این عمارت کار جنّیان حمام میدان حسن آباد باشد. خالی از لطف نیست بدانید در دوره پهلوی اول، گرمابه ای در محل فعلی اداره آتش نشانی (ضلع شمال غربی میدان حسن آباد) دایر بود. ساکنان آن زمان حسن آباد می گفتند شب های جمعه از تون حمام صدای «سوختم، سوختم» به گوش می رسد.

پیش تر عبدالله انوار، تهران شناس، درباره این خانه توضیح داده است: «سردار عظیم محمد توفیقی، پدر توران مهاجر اسلامی (بعدها توران این نام خانوادگی را برگزید)، همسر سپهبد امیراحمدی است. سردار عظیم یکی از قزاق های بنام دوره قاجار و پهلوی بود و املاکی در حوالی میدان حسن آباد داشت که پس از ازدواج سپهبد امیراحمدی با توران، خانه ای را در شمال میدان حسن آباد دراختیار دامادش گذاشت و در نهایت سند آن را در سال 1304 به نام سپهبد امیراحمدی کرد. محل اسکان و خانه اصلی سردار عظیم در پایین میدان حسن آباد و در کوچه حمام شاهزاده قرار داشت.»

به تخریب خانه باز گردیم. در پچ پچه های در گوشی این گونه عنوان می شود که شاید می شد بنا را حفظ کرد، اما چون متعلق به سپهبد دستگاه رضاخان است، نمی شد ارگان دولتی و نیمه دولتی برای خرید مجموعه پیشقدم شوند و آن را نجات دهند. مرمت و احیا کنند. این دسته برای تبرئه خود فراموش کرده اند که باغ همین سپهبد اکنون در تجریش باغ موزه هنر ایرانی است یا اگر برحسب قضاوت تاریخی بناها حفظ می شوند، باید گفت سپهبد بدون اجازه رضاشاه آب هم نمی خورده، پس برویم کاخ سعدآباد و نیاوران را هم تخریب کنیم.

 جن های حمام، خانه سپهبد را خراب کردند

این موضوع که با خشم خبرنگاران رو به رو شد، این پرسش را مطرح کرد که اگر ما به جای مالک باشیم، پیشنهاد رشوه را به یک خبرنگار می دهیم یا به مسئولان شهرداری که چشمشان را روی هم بگذارند و اکیپ هایشان از آن حوالی رد نشوند؟

حتی فرض بگیریم که چنین پیشنهادی به خبرنگار شده است، اگر پول را گرفته بود که الان خبر منتشر نشده بود. در این ماجرا اگر میراث فرهنگی و کمیته امداد و مالک مقصرند، نقش شهرداری سلبا یا ایجابا قابل انکار نیست. حداقلش این است که مسئولان به قدری از حوزه مدیریت خودشان غافل هستند که یک نفر توانسته یازده عمارت تاریخی را بیخ گوششان خراب کند و خبردار نشوند! حتی اگر مدعی باشند دیواره های این بنا شش متر است و درون آن دیده نمی شود.

پیش تر مغازه های خواربار فروشی و آرایشگاه در آن فعالیت داشتند، اما بعدها بورس فروش میز و صندلی در این محدوده شکل گرفت. برخی از مغازه ها زیرزمین هم دارند. به گفته اهالی، طبقه دوم این عمارت که بزرگ ترین بنای مجموعه امیراحمدی است، به فاصله هر چند اتاق، مطبخ و شومینه و سرویس بهداشتی دارد و مختص خدم و حشم سپهبد بوده است. پس از انقلاب مدتی از ساختمان های طبقه دوم به عنوان اداره و سپس انبار واحدهای تجاری استفاده می شده که با تخلیه هایی که به مرور زمان شکل گرفته، این بناها روی به ویرانی نهاده است.»

داستان تخریب خانه های تاریخی تهران یک سناریوی تکراری دارد که همه ارگان ها و نهادها یکدیگر را مقصر جلوه می دهند و همچنان هویت فرهنگی شهر در کمال آرامش نیست و نابود می شود، ما این بار برای جلوگیری از تکراری شدن ماجرا پای اصحاب رسانه هم پیش کشیده اند، تا آن جا که در کانال های تلگرامی یکی از مسئولان شهرداری مدعی شده خبرنگاری برای افشا نشدن خبر تخریب از مالک تقاضای چند میلیون تومان رشوه کرده است.

بنابراین اگر یک بار به کسی که اثر تاریخی را بدون استعلام و مجوز از شهرداری و میراث فرهنگی تخریب می کرد، مجوز می ساخت ساز نمی دادند، احتیاجی به جریمه، آن هم از نوع ناچیزش نبود و نوعی بازدارندگی برای موارد بعدی به وجود می آمد.

ساختمان چهارم که در مرکز مجموعه قرار داشت، محل سکونت سپهبد بود در دو طبقه که درِ ورودی اصلی آن از شمال، مراجعه کننده را به طبقه دوم هدایت می کرد. سالن 40 مترمربعی طبقه دوم با شومینه آیینه کاری شده به ارتفاع سه متر و نیم جلوه خاصی به سالن بخشیده بود. سقف این عمارت روزگاری آیینه کاری بود، همچنان که دیواره ها نشان از آیینه کاری دات. تزیینات اتاق دیگر و گچبری های سقف آن نشان از عمارت های پهلوی دوم داشت.

یکی از جاهایی که بهدلیل حضور ایلات و عشایر و صعب العبور بودن مناطق، سرکشی های خاص خود را داشت، منطقه لرستان بود. سپهبد امیراحمدی مامور می شود تا هم یاغیان را سرکوب کند و هم قدرت ایلات و عشایر را محدود. در جریان اجرای این فرامین خشونت های زیادی صورت می گیرد و از این جهت در آن محدوده به این نام شناخته می شود.»

در تاریخ لرستان از امیراحمدی به نیکی یاد نمی شود و حتی او را قصاب لرستان می نامند. حمیدرضا حسینی، کارشناس ارشد تاریخ و یکی از نویسندگان دانشنامه تهران بزرگ، در این باره می گوید: «یکی از نخستین ماموریت های رضاشاه سرکوب نیروهای محلی، متمردین و یاغیان در سراسر کشور بود و این امر طیف های مختلفی را در بر می گرفت؛ از میرزا کوچک خان جنگلی که آزادیخواه بود تا نایب حسین کاشی که یک دزد غارتگر در مناطق مرکزی ایران بود.

من فردا صبح به مشهد می روم که ترتیب کار آن جا را بدهم و تو هم به آذربایجان برو و به هر طور صلاح دیدی، آرامش از دست رفته را به آن جا برگردان.»

شهرداری هم مدعی است این خانه علیرغم ارزش تاریخی آن به ثبت ملی نرسیده است. از طرفی هیچ گونه پروانه تخریب و نوسازی برای ملک صادر نشده است و چنانچه مالک قصد اخذ پروانه را داشته باشد، باید براساس ضوابط و مقررات پس از استعلام سازمان میراث فرهنگی اقدام کند. از سویی هرگونه تخریب بنا بدون اخذ مجوز، مورد تایید شهرداری منطقه نیست و تخریب انجام شده در ملک سپهبد امیراحمدی برخلاف ضوابط است و تخلف تلقی می شود که به محض اطلاع از فعالیت های عمرانی در ملک و با توجه به این که اماکن میراثی و واجد ارزش برای مدیریت شهری اهمیت ویژه ای دارند؛ ناحیه یک پیگیر اخذ حکم ورود به ملک از طریق مراجع قضایی شده است.

 جن های حمام، خانه سپهبد را خراب کردند

من همان ساعت به سمت تبریز حرکت کردم. وقتی به تبریز رفتم، معلوم شد آیرم سه روز است که جرئت نکرده است از سربازخانه بیرون بیاید، چون در روز عاشورا… و این تظاهرات مستانه و بی ادبانه موجب شده است مردم تبریز ناراحت شوند و غوغا کنند. بی معطلی به منزل آقای انگجی از پیشوایان دینی رفتم… انگجی چشمش پر از اشک شد و گفت: «حاضرم بمیرم و این چنین روزی را نبینم که امام شهید شده و مردم عزادارند و نماینده دولت مانند یزید بن معاویه شراب بنوشد و تظاهر و بی عفتی کند…»

هفته نامه کرگدن – مریم اطیابی: داستان تخریب خانه های تاریخی تهران یک سناریوی تکراری دارد که همه ارگان ها و نهادها یکدیگر را مقصر جلوه می دهند و همچنان هویت فرهنگی شهر در کمال آرامش نیست و نابود می شود.

اما 28 مرداد 96 رسانه ها مطلع شدند که بناهای ارزشمند تاریخی داخل این مجموعه تخریب شده اند، آن هم در سکوت و غفلت محض کمیته امداد، شهرداری و میراث فرهنگی. طبق روال همیشه شهرداری و میراث فرهنگی از این موضوع اظهار بی اطلاعی  کردند و اعلام کردند شکایت تنظیم می کنند.

حال کافی است یک روز از خیابان جمهوری به سمت خیابان حافظ حرکت کنید، با پیاده روی در سمت راست خیابان، نرسیده به زیرگذر حسن آباد، دیواره های یک بنای تاریخی از حد فاصل خیابان پیام انقلاب تا خیابان صدری نمایان می شود. این جا بخش شرقی خانه سپهبد امیراحمدی است و یکی از یازده عمارت داخل مجموعه خانه سپهبد است که در کنار خیابان حافظ در دو طبقه بنا شده و 26 واحد تجاری در طبقه همکف آن قرار گرفته است.

 جن های حمام، خانه سپهبد را خراب کردند

به غیر از ساختمان کنار دیواره خیابان حافظ که هنوز سالم است، در ابتدای خیابان پیام انقلاب هم پیش از تخریب دو ساختمان از این مجموعه قرار داشت که ضلع شمال شرقی و غربی خانه سپهبد به شمار می رفت. بنای شمال شرقی که کاربری اصطبل داشت، محل نگهداری اسب های امیراحمدی بود. عمارت شمال غربی هم با معماری و آجرکاری زیبای نما مربوط به اواخر دوره قاجار بود که ایوانی با چهار ستون و سرستون داشت. بالای دو پنجره اصلی آن دو فرشته آجری به کار رفته بود که جلوه خاصی به پنجره ها می بخشید. رو به روی این بنا هم حوضی بیضی شکل حدود 20 مترمربع وجود داشت.

بهتر بود این افراد کانون تعلق این بنا به سپهبد امیراحمدی را به سمت ارزش های معماری بنا هدایت می کردند. در این خانه معماری چند دوره از قاجار تا پهلوی دوم قابل مشاهده بوده است. اصلا فرض را بر این بگذاریم که خانه متعلق به سپهبد امیراحمدی نبوده و به شخصی مورد تایید تعلق داشت است.

در مورد تاریخچه بنا بهتر است ابتدا با همسر این فرماندار نظامی تهران آشنا شویم. امیراحمدی با توران توفیقی، دختر سردار عظیم محمد توفیقی، ازدواج کرده است. همسر امیراحمدی مالک خانه و اقامتگاه تابستانی سپهبد بود که در حال حاضر به عنوان باغ موزه هنر ایرانی در تجریش، خیابان مقصودبیک مورد استفاده عموم است.

یک روز رضاشاه مرا احضار کردند، رفتم به قصر گلستان. شاه قدم می زد و از چهره برافروخته اش پیدا بود که خیلی عصبانی است. همین که نزدیک شدم و احترام نظامی به جا آوردم، با تندی گفت: «باید دو شقه ات کنم.» گفتم: «اختیار دارید.» گفتند: «منظورم این است که دو پیشامد شده که تو باید به هر دو جا بروی و به هر دو غائله خاتمه بدهی. این جان محمد… در خراسان غوغایی به پا کرده و مردم را ناراضی کرده است و لشکر خراسان را درهم ریخته، طوری که سرهنگ لهاک خان تمرد کرده و به روسیه رفته است و آن سرخاب مال (مقصود سرتیپ آیرم است) در آذربایجان کاری کرده که نظامی های پادگان خوی ریخته اند و سرهنگ یوسف خان، فرمانده پادگان خوی، را تیکه تیکه کرده اند و خود و سربازها به غارت و آتش زدن دهات پرداخته اند و به سوی روسیه می روند.

 جن های حمام، خانه سپهبد را خراب کردند

من به سربازخانه رفتم و آیرم را با چهار سرباز به عنوان تحت الحفظ به تهران فرستادم. روز بعد آقای انگجی به منبر رفت و از رفتن او و اقدامات من تشکر کرد. سه روز در تبریز ماندم و به همه شهرهای آذربایجان تلگرامی گوشزد کردم که هیچ جسارت و آشوبی را نمی بخشم و به پادگان ها نیز خاطرنشان کردم که هر نظامی متعرض مردم شود، طناب دار و جوبه تیرباران در انتظار اوست…

میراث فرهنگی تهران مدعی است طی دو نامه ارزشمند بودن این بنا و ممنوعیت تخریب آن را به شهرداری منطقه 11 ابلاغ کرده است. همچنین ارزشمند بودن این بنا به مالکان آن ابلاغ شده است، اما نمی گوید چرا هنگام اعلام مزایده بناها را ثبت ملی نکرده است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *